اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
484
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
آراسته باشد و بدى خود را از مردم بدور دارد ، و حق بر او تنگ نيايد و از سنت به بدعت نگرود . » و گفت : جبرئيل مرا موعظه كرد و به من گفت : احبب من شئت [ 1 ] فانك ميت ، و اعمل ما شئت فانك ملاقيه ، « هر كه را خواهى دوست مىدار [ 2 ] كه تو خواهى مرد ، و آنچه ميخواهى عمل كن كه تو آن را ديدار خواهى كرد . » [ 3 ] و گفت : من طلب الرزق من حله فليبذر على الله ، « كسى كه روزى را از راه حلالش جستجو كند ، بايد هر چه بيشتر به حساب خدا خرج كند . » و گفت : استرشدوا العاقل ترشدوا و لا تعصوه فتندموا ، « از خردمند راهنمايى بخواهيد تا رهنمايى شويد ، و او را نافرمانى نكنيد كه پشيمان ميشويد . » و گفت : لا طلاق الا بعد نكاح ، و لا عتق الا بعد ملك ، و لا صمت الا من غدوة الى الليل ، و لا وصال فى صيام ، و لا رضاع بعد فطام ، و لا يتم بعد احتلام ، و لا يمين لامرأة مع زوجها ، و لا يمين لولد مع والده ، و لا يمين للمملوك مع سيده ، و لا تعرب بعد الهجرة و لا يمين فى قطيعة رحم ، و لا نذر فى معصية ، و لو ان اعرابيا حج عشر حجج ثم هاجر كان فريضة الاسلام عليه اذا استطاع اليه سبيلا ، و لو ان مملوكا حج عشر حجج ثم عتق كان فريضة الاسلام عليه ان استطاع اليه سبيلا ، « طلاقى نيست مگر پس از عقدى ، و آزاد كردنى نيست مگر پس از مالك شدنى ، و خاموشى نيست مگر از بامدادى تا بشب ، و نيست وصالى در روزه اى ، و نه شيرخوارگى پس از گرفته شدن از شير ، و نه يتيمى پس از بلوغ ، و نه سوگندى براى زنى با شوهرش ، و نه سوگندى براى فرزندى با پدرش ، و نه
--> [ 1 ] افتاده دارد : فانك مفارقه ، و عش ما شئت : ر . ك سفينة البحار ج 2 ص 669 . [ 2 ] افتاده دارد : كه تو از او جدا ميشوى ، و زنده باش هر چه ميخواهى . [ 3 ] در حاشيه اصل بجاى اين نسخه چنين نوشته شده : احبب من احببت فانك مفارقه ، و افعل ما شئت فانك مجزى عليه ، و عش ما شئت فانك ميت . » هر كه را خواهى دوست ميدار كه روزى از او جدا مىشوى ، و آنچه ميخواهى بجاى آور كه تو به پاداش آن خواهى رسيد ، و هر چند مىخواهى زنده باش كه روزى مردنى هستى . «